(13)تدبر در سوره مبارکه حمد قسمت دوم
جمعه 20/12/89 6:25 صبح| | نظر
1) اسم یعنی چه و ریشه آن چیست؟
2) باء در بإسم به چه معناست و متعلق آن چیست؟
3) الله به چه معناست و ریشه آن چیست؟
4) مگر خداوند شیء است که اسم داشته باشد؟
5) اسم خداوند چیست که در اینجا به آن اشاره شده و خود آن نیامده است؟
6) چرا نفرموده «به خود الله» شروع می کنم و فرموده
«به اسم الله» شروع می کنم؟
7) چرا اصولا آیه شریفه در ابتدای هر امری بکار می رود؟
8) رحمان به چه معناست و ریشه آن چیست؟
9) رحیم به چه معناست و ریشه آن چیست؟
10) فرق رحمان و رحیم چیست؟
11) بعد از لفظ الله چه نیازی به به این صفات است؟
12) چرا از میان صفات و اسماء متعدده الهی، این دو صفت ذکر شده است؟
تدبر در سوره مبارکه حمد آیه اول قسمت اول
پنج شنبه 19/12/89 7:33 صبح| | نظر
بسم الله الرحمن الرحیم
ترجمه:به نام خدای بخشنده مهربان
توضیح اجمالی: این سوره خلاصه تمام تعالیم قران است : خدا به نیابت از بنده اش کلام خود را که نوعی فعل اوست با نام عزیز خویش آغاز می کند تا بنده نیز این ادب را بیاموزد و کارهایش را با نام خدا آغاز کند.
وقتی کار با نام خدا و برای خدا صورت گیرد باقی و پایدار می ماند چون خدا فرمود: هر چیزی جز وجه کریم بقاء ندارد در نتیجه بطلان و نقص در ان کار راه نمی یابد چون خودش فرمود:هر کاری اگر برای خدا نباشد حبط، باطل و بی اثر می شود.
معنای اینکه کارها به نام خدا انجام شود اینست که انسان از هرکس و هر چیزی نومید و منقطع شده و تنها رو به سوی الله بیاورد زیرا او بر اساس یک رابطه بسیار عاشقانه انسان را آفرید لذا بخاطر رحمانیتش دائما نیاز تمام نیازمندان را بدون هیچ ظلم و غفلت و چشمداشتی مرتفع می سازد و بخاطر رحیمیتشبه بندگان مومنش در دنیا و آخرت توجه خاص نشان می دهد.
درک دو صفت رحمان و رحیم کافی است تا بنده چنان انس و محبتی به خدا پیدا کند که همه چیز را جز او فراموش نماید و هرکارش را فقط بر اساس عشق به او و برای او انجام دهد.بعبارت دیگر وقتی خدایی که صاحب جمیع کمالات است هستی و انسان را بر اساس رابطه ای کاملا عاشقانه خلق کرده و دائما به مخلوقاتش خیر می رساند لازم است که انسان نیز کارها ون رفتارهایش را بر اساس عشق به الله انجام دهد و جایی برای هواهای نفسانی و انگیزه های مادی باقی نگذارد.
بنابراین نشانه شروع کارها با نام خدا اینست که محبت شخص بدون استثناء به همه تعلق بگیرد اما به افراد شایسته محبتی بیشتر ابراز گردد و در اینصورت چون اعمالش مطابق رفتار خداست،استحکام، قداست،برکت و شرافت پیدا کرده و رنگ جاودانگی به خود میگیرد.
(11) مصاحبه اختصاصی با قران قسمت اول
چهارشنبه 26/3/89 2:56 صبح| مصاحبه، کلام الله | نظر
س.لطفا خودتان را معرفی کنید.
ج.اگر بخواهم در یک جمله خود را معرفی کنم باید بگویم که من
«کلام الله »[1]
هستم.بدین معنا که شما بواسطه مطالعه من گویا با خداوند صحبت میکنید.
البته لازم به ذکر است که الفاظ عربی من،مراتب پائین و نازل یافته حقیقت کلام الله است چرا که حقیقت آیات الهی عاری از هرگونه لفظ یا صوت هستند و تنها راه درک آن شهود است.[2]
س.قبل از اینکه وارد اصل بحث شویم، در صورت امکان افرادی که در این جلسه شما را همراهی میکنند معرفی و ضرورت حضورشان را توضیح دهید.
ج.همانطورکه درآینده توضیح خواهیم داد،آیات الهی در عین اینکه قابل فهم است و برای اقشار مختلف مردم خطابهایش مفهوم است اما:
اولا: برای فهم آیات،انسان نیازمندِ آشنائی با روشهای صحیح استفاده و بهرهبرداری از قرآن میباشد.
ثانیا: فهم قرآن مراتبی دارد که ارتقاء از یک مرحله به مرحله بالاتر،نیازمند اصول و
روشهای خاصی است که شما باید با آن آشنا شوید در عین اینکه بعضی از مراحل اصولا برای شما قابل دسترسی نیست ولی فراگیری محتوایش ضروری است.
ثالثا:مردم از نظر مراتب فهم یکسان نیستند و از آلودگیهای مختلف نیز برکنار نخواهند بود و ...
بنابراین برای اینکه انسان بتواند
1. مستقیما از آیات استفاده کند.
2. در مواردی که فهم آیات سنگین است و یا غیر قابل دسترس است،بتواند به عمق آن آیات دست پیدا کند
نیاز به مفسرینی دارد که :
اولا:طهارت فکری و قلبی داشته باشند(عصمت).
ثانیا:به باطن و حقیقت قرآن دست پیدا کرده باشند.
ثالثا:از طرف خداوند منصوب برای این امر باشند و ...[3]
لذا ما کسانی را معرفی کردهایم که سه وظیفه عمده را به عهده دارند:
ابلاغ:ابلاغ پیام خدا وبیان جزئیات احکام الهی مانند تعداد رکعات نماز و غیره که در قرآن نیامده است اولین وظیفه این گروه است.
تبیین و تفسیر:آیه 44 سوره نحل پیامبر را مبین و مفسر آیات قرآن معرفی میکند.
تبیین یعنی روشن کردن و واضح نمودن.
راهنما:در این حوزه این افراد بطور نظری وعملی از اصول و شیوههای برخورد صحیح با قرآن سخن به میان میآورند و اصحاب خود را به آموزش نظری و عملی تفسیر تشویق مینمایند.[4] یکی از این افراد که هفتمین معصومی است که این وظیفه را بعهده دارد به اصحاب خود اینگونه گفته است.بگذارید از زبان خودشان بشنویم.
امام باقر(ع):
ما به اصحاب خود گفتهایم که:
«هرگاه من مطلب جدیدی را برای شما مطرح کردم،از من استدلال قرآنی آنرا سوال کنید»[5]
این کار سبب میشود که یاران ما اولا با نحوه استدلالات قرآنی و برداشت صحیح از آیات آشنا شوند و ثانیا بینش اعتقادیشان بر اساس آیات الهی استوار گردد.
گروه بعدی که در این جلسه حضور دارند شاگردان این معصومین هستند که در ایام غیبتمعصوم چهاردهم،وظایف این معصومین را بعهده دارند و باید علاوه بر وظایف فوق،تک تک آیات الهی را شخصا به تدبر بنشینند و معارف قرآن را از دل آیات بیرون بکشند و در مرحله اول خودعامل بوده و در مرحله بعد مردم را آشنا نمایند.
عموما به این افراد مفسرین قرآن میگویند.البته این افراد معصوم نیستند ولی لازمه رسیدن به این مقام حرکت در راه عصمت است.[6]
اما اینکه فرمودید ضرورت حضور این دو گروه در این جلسه چیست باید عرض کنم که بعضی سوالات را ما شخصا پاسخگو هستیم
و بعضی از سوالات به تناسب، همراهان ما از دو گروه پاسخ میگویند تا شما بهتر با آنها و سخنانشان آشنا گردید چرا که بیشترین رجوع شما به آنها خواهد بود.
(10)چند اصل اساسی در حوزه متدبر در قرآن
چهارشنبه 2/2/88 3:8 صبح| | نظر
چند اصل اساسی در حوزة متدبر در قرآن:
اصول اعتقادات سالم همچون آینهای شفاف است که ما را به حقیقت پیام قرآن راهنمایی میکند و برعکس اصول اعتقادات فاسد همچون عینکی تیره و تار است که از درک حقیقت پیام قرآن انسان را محروم میکند.
این اصل از مهمترین اصول اساسی در شخص متدبر است که در صورت فقدان آن انسان از هدایت قرآن محروم میگردد. این پاک طلبی و حقیقت جویی جلوة بارزش عشق به خدا و عشق به آخرت میباشد ولو شخص متدبر هنوز به اسلام نگرویده باشد.
«و این کتابی است که آن را فرو فرستادیم. و بسیار با برکت است ... و کسانی
که به آخرت عشق میورزند به آن ایمان میآورند.» (سورة انعام آیة 93)
در کنار تمام شیوهها، ابزار و اصول تدبر «اصل مشورت» نقش مهمی را در سلامتی برداشت و پرورش قدرت تفکر و خلاقیت شخص متدبر در قرآن ایفا میکند و ضامن حفظ انسان از فرو غلطیدن در ورطة هولناک تفسیر برأی و انحرافات و بدعتهای حرام میباشد.
نکتة مهمی که در امر مشورت باید بدان عنایت نمود، صلاحیت شخص مشاور و مستند رأی مشورتی او میباشد.
نکتة دیگر آنکه چون مشاورین ما معصوم نیستند با وجود سند قرآنی ـ حدیثی رأی آنان، نباید به یک مشاور اکتفا کرد. بلکه بخصوص آنجا که امر مهمی در کار است با مشاورین با صلاحیت متعددی باید مشورت نماییم.
نکتة دیگر آنکه حتی وجود مقدس امام معصوم اصرار داشتند که تعبدا سخن آنان را نپذیریم بلکه به سند قرآنی سخن توجه نماییم و سپس با بصیرت براساس دلیلی محکم بیان معصومu را قبول نماییم.
«اذا حدثتکم بشیء فاسئلونی من کتاب الله» (امام باقر)
آیات قرآن جلوههای بسیاری از حقایق را در باطن خویش پنهان نموده است و هر کس به میزان صلاحیت علمی و معنوی به حقیقت یا حقایقی چند از آیه یا آیات پی میبرد و این معنی به کسی اختصاص ندارد بلکه قرآن سفرة گسترده کریمانهای است که خداوند همه را به تناول از آن دعوت نموده است پس هر کس که آهنگ قرآن نماید و ابراز گرسنگی کند به میزان صلاحیت معنوی در کنار مقدار صلاحیت علمی از سفرة قرآن تناول خواهد نمود. از این رو نباید خود را حقیر و فکر خویش را محدود نمود و در برابر فهم و برداشت افراد صاحب رأی و شخصیتهای برجستة علما و فقها از آیات حالت تسلیم محض گشت و از تدبر مستقیم در آیات با ابزار و اصول و شیوههای تدبر خودداری نمود.
«خلاقیت و ابتکار» در کشف نکاتِ بکر آیه از عادت به روش صحیح تدبر و توجه به حیات بخش بودن و طراوت همیشگی آیات و پرباری و دقیق و ظریف بودن کشف پیام آیه ناشی میشود.
خطر انحرافات فکری و بدعتهای حاصل از جسارتهای بیضابطه را مشورت مستمر با اهل نظر و صاحبان صلاحیت علمی، مرتفع مینماید که قبلا در مورد آن توضیح دادیم.
2 ـ نمونة عملی تدبر:
به عنوان الگو از مرحلة طرح سوال به تدبر در آیات اولیة سورة حمد با توجه عقلانی در محتوای ترجمه (خرمشاهی) میپردازیم.
«بسم الله الرحمن الرحیم»
طرح سؤال:
1 ـ چرا دو صفت «بخشنده و «بخشایشگر» (رحمان و رحیم) در کنار هم و به دنبال یکدیگر آمده است؟
2 ـ چرا این دو صفت در کنار نام «الله» ذکر میشود و از صفات دیگر خداوند نام برده نمیشود؟
3 ـ چرا خداوند با لفظ «الله» در این آیة معرفی میگردد و نامهای دیگر مثل «پروردگار» «رب» و ... بکار برده نمیشود؟
4 ـ مگر خداوند شیء یا جسم است که «اسم» داشته باشد؟
5 ـ فرق «بخشنده» و «بخشایشگر» (رحمان و رحیم) چیست؟
6ـ چرا فقط 2 صفت آورده شده است؟
7 ـ چرا این جمله در اول تمام سورهها تکرار میشود؟
8 ـ معنای «الله، رحمن، رحیم» با توجه به ترجمههای معتبر چیست؟
و ...
«الحمد لله رب العالمین»
1 ـ معنای «حمد، رب، عالمین» با توجه به ترجمههای معتبر چیست؟
2 ـ چرا لفظ «حمد» برای ستایش بکار برده شده است؟
3 ـ چرا ستایش را مختص خداوند قرار داده است؟
4 ـ منظور از ستایش خداوند چیست و به چه وسیلهای میتوان آن را انجام داد؟
5 ـ چرا بعد از اینکه با نام خداوند سوره آغاز میگردد از او ستایش میشود؟
6 ـ چرا به جای «رب» (پروردگار) صفات دیگر نیامده است؟
7 ـ آیا لازم بود هم «الله» گفته شود و هم «رب العالمین»؟
8 ـ چرا خداوند را در برابر «عالمین» ستایش می کند مگر عالمین دارای چه مقامی هستند؟
9 ـ چرا گوینده این جمله مشخص نیست؟
(9)روشهای تدبر در قرآن قسمت چهارم(تذکرات مهم)
شنبه 15/1/88 3:9 عصر| | نظر
تذکرات مهم:
1 ـ آنها که بخواهند در مرحلة عمومی تدبر که این مطلب عهدهدار آن بود عمیقتر و بهتر عمل کنند لازم است به چند کلید علمی و چند اصل اساسی تدبر دقت داشته باشند که ذیلا آنها را مطرح میکنیم.
کلیدهای علمی(خاص)
چند اصل اساسی در حوزة محتوای قرآن:
قرآن برای مردم نازل شده است و آنان مخاطب پیامها و دستورالعملهای قرآن میباشند نظری گذرا بر خطابهای «یا بنیآدم» «یا معشر الجن و الانس» «یا أیها الناس» و ... به روشنی این سخن را تأیید میکند.
قرآن مسئولیت هدایت تمام بنیآدم را تا روز قیامت بر عهده دارد و در مقابل مردم مسئولیت تبعیت و اطاعت را باید به گردن بگیرند. این مسئولیت دو طرفه در کنار خطابهای مستقیم به ناچار قابل فهم بودن خطابها را مطرح مینماید.
قرآن کریم در عین قابل فهم بودن خطابهایش برای اقشار مردم، قرین دائمی عترت میباشد. از این رو این دو سرمایة گرانبها، دو چهرة یک حقیقت میباشند که نباید میان آنها جدایی افکند.
از آنجا که تدبر گستردة در قرآن علاوه بر طهارت فطری، نیازمند آشنایی با روشهای صحیح تدبر و قبل از آن، اصول اساسی تدبر میباشد و از طرحی فهم قرآن مراتب بیشماری دارد و مردم نیز از فهم یکسان و دور از آلودگی برخوردار نیستند و ... پس به ناچار باید در فهم قرآن از معصومین (علیهم السلام) یاری جست که به حقیقت قرآن، دست یافتهاند و تمام مراتب فهم آن را طی کردهاند تا اصول تدبر و روشهای آن را به ما بیاموزند. ضرورت وجود مرشدی معصوم در ارتباط با کلام خدا با توجه به انحرافات عظیم، پدید آمده در تاریخ فهم قرآن، ما را از توضیح بیشتر بینیاز میگرداند. شأن معصومین در ارتباط با قرآن نسبت به ما گسترده است که علاقمندان را به فصل سوم کتاب «پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن» رجوع میدهیم.
قرآن با همین الفاظش از جانب خدا بر قلب پیامبر به وحی نازل شده است و این مرتبة لفظی، تنزل آن حقیقت ملکوتی قرآن میباشد که در پیشگاه خداست:
«بیشک ما آن را به صورت قرآن عربی قرار دادیم شاید که شما تعقل نمایید و به یقین آن در حالی که مرجع کتاب در پیشگاه ماست به راستی بسیار والا و فرزانه است.» (زخرف / 3و 4)
نظم و چینش قرآن نیز به امر الهی صورت گرفته است چنانکه قرآن خود بر این معنی تصریح دارد.
«... و ما آن را به نحو خاصی چیده و انتظام بخشیدهایم.»
این نظم و چینش نه تنها در محدودة آیات هر سوره بلکه در ارتباط با چینش سور نیز مطرح است چینشی که از سورة فاتحهالکتاب آغاز و به سورة ناس ختم میگردد.
قرآن خورشید جاری در بستر زمان میباشد که همة مکانها و زمانها را تا قیامت در هنگام نزول مد نظر داشت چرا که احاطه و نظارت خداوند بر گذشته و حال و آینده میباشد از این رو، پیام قرآن مقید به هیچ مکان و زمانی حتی مکان و زمان نزول خود آیات نمیباشد در غیر این صورت قرآن نمیتوانست برای آیندگان پیامی داشته باشد:
«و اگر آیه هرگاه در خصوص قومی نازل شود سپس آن قوم بمیرند، آیه نیز بمیرد، که بیشک از قرآن دیگر چیزی باقی نخواهد ماند و لیکن قرآن از اول تا آخرش جریان دارد مادامی که آسمانها و زمین استمرار دارند و برای هر قومی آیهای است که آن را تلاوت مینمایند.» (امام باقرu، ص 73، المیزان)
(8)روشهای تدبر در قرآن قسمت سوم
دوشنبه 19/12/87 11:59 عصر| | نظر
ج. عمل و بکارگیری نسخههای درمانی
تا این مرحله توانستهایم به پیام قرآن و نسخههای متعدد درمانی آن پی ببریم که تدبر ثانویه در آیات شکل گرفته است. مرحلة بعدی مرحلة عمل کردن به نسخههای درمانی تدبر شده است که رعایت نکات ذیل الزامی است:
(1) محزون کردن خویش به همراه قرائت که توضیحات آن قبلا نیز آمده است.
(2) خود را مخاطب قرآن دیدن.
قرآن کتابی نیست که صرفا برای مطالعه باشد و یا فیلمی که صرفا برای تماشا باشد بلکه همچون کارگردانی است که متناسب با واقعیتهای نفسانی و شرایط فکری ـ روحی، نقش خود را در صحنههای خویش به نمایش میگذارد از این رو ما به عنوان مخاطب قرآن باید خود را صاحب یک نقش در صحنههای مطرح شده در قرآن ببینیم و باید دقت کنیم که با توجه به شرایط فکری ـ روحی ـ اخلاقی که هم اکنون در آن به سر میبریم، در صحنههای قرآن چه نقشی را ایفا میکردیم و چه موضعی را اتخاذ مینمودیم و در چه راهی قدم میگذاشتیم.
به عنوان نمونه به داستان موسی با فرعون اشاره میکنیم.
شخصیت فرعون به عنوان عنصری که مردم به بردگی او تن داده و ذلیل او میباشند، جباری که قدرت نظامی ـ سیاسی وحشتناکی را پدید آورده، هر صدایی را در نطفه خفه میکند، اطرافیان چاپلوس دارد، ثروت سرشار مصر در اختیار اوست در حالیکه شخصیت موسی به همراه برادرش با قیافة دو چوپان ساده با نمودِ چوپانی و کلاه روستایی و عصای چوپانی در دست، در قرآن مطرح هستند.
حال موسی رو به فرعون کرده و میگوید:
«آیا مایل هستی که از آلودگی پاک شوی و تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا از عظمتش خشیت یابی؟»
(سورة نازعات آیة19)
در این درگیری واقعا ببینیم آیا اگر ما در شرایط فرعون بودیم و آن قدرت و امکانات را داشتیم از موسی(ع) سخنی را میپذیرفتیم؟ ...
(3) کاوش در نتایج تدبر اولیه و ثانویه و نسخههای متعدد کشف شده برای پیدا کردن داروی درد خویش
پس از توجه به جریان آیات و طرح سؤال و درنگ و فهم و تدبر پیام آیة و مخاطب آیات دیدن خویش و تحزین نفس، نوبت کاوش برای استخراج داروی درد خویش از میان آیات مورد تدبر قرار گرفته فرا میرسد چرا که قرآن در کنار بیان دردها بلافاصله از درمان آن سخن میگوید که این مرحله تدبر سوم و آخرین جزءِ تدبر است که باید صورت بگیرد که رعایت و توجه به 4 نکته لازم است:
ـ دانستن درد خویش.
ـ پیدا کردن تعریف آن در قرآن.
ـپیدا کردن درمان.
ـ بکار بستن نسخة مورد نظر.
(7) شیوه های تدبر در قرآن قسمت دوم
یکشنبه 18/12/87 12:53 صبح| طرح سوال، دادن جواب، دوری از شتابزدگی | نظر
ب. کاوش جهت فهم پیام قرآن و نسخههای متعدد درمانی آن. (ترتیل معنوی)
طرح سؤال: روش کاوش جهت فهم پیام قرآن «طرح سؤال از ترجمة آیات» میباشد. طرح سؤال، نقش اساسی در تمرکز و جهتدهی فکر در امر تدبر و انگیزهای قوی برای پیگیری آیات میباشد و اساسا ذهنی که سؤالات مشخصی ندارد تا که نیازهای فکری و روحیاش پاسخ بگیرد، انگیزهای برای تدبر در آیات نخواهد داشت.
(1) دقت در ترجمههای معتبر:ادامه مطلب... |
(6)شیوه های تدبر در قرآن قسمت اول
سه شنبه 13/12/87 3:0 عصر| | نظر
مقدمه: شیوة ترتیل و شیوة استماع و انصات: برای انس با قرآن و تدبر در قرآن، گاه گوش جان به آیات الهی میسپاریم و گاه خود به قرائت اقدام مینماییم. تدبر از طریق «شنیدن قرآن» به شیوة استماع و انصات و از طریق قرائت قرآن همان شیوة ترتیل است. آنچه که در سطح عمومی تدبر به آن نیاز داریم شیوة ترتیل و مراحل آن است که در این پست و پستهای بعدی مرتبط با مسائل تدبر در قرآن بدان میپردازیم.ادامه مطلب... |
(5) تدبر 5 - آشنایی با مفهوم تدبر در قرآن
دوشنبه 12/12/87 1:35 صبح| | نظر
الف. مفهوم تدبر:
«تَدبر»به معنی «اندیشیدن در پشت وماوراء امور» میباشد که «ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی» را در نظر دارد. نتیجه این ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی «کشف حقایقی است که در ابتدای امر و نظر سطحی، به چشم نمیآمد.»
«کاوش در باطن و توجه به نتایج و عواقب امر» دو خصوصیت اساسی تدبر میباشد چرا که تلاش برای کشف عاقبت امور، بناچار انسان را از سطح به عمق میکشاند.
ب. تدبر در قرآن و اهمیت آن:
این واژه (تدبر) چهار بار در قرآن بکار رفته است:
در سه آیه، قرآن مخاطبین خود را به تدبر در اعماق مقاصد پیام خویش دعوت نموده است که آهنگ و سیاق این آیات نوعی توبیخ و اعتراض را بهمراه دارد:
1ـ «اَفلم یدبروا القول...»( مومنون/68)
(پس چرا در این سخن (قرآن) ژرف نیندیشند؟)
2ـ «اَفلا یتدبرون القرآن اَم علی قُلوبٍ اقفالها» ( محمد/26)
(پس چرا در قرآن ژرف نمیاندیشند؟ مگر بر دلهایی قفلهای آن چیره گشته است.؟)
3ـ «اَفلا یتدبرون القرآن ولو کان مِنً عِنْدِ غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً» (نساء/82)
(پس چرا در این قرآن ژرف نمیاندیشند؟ و اگر از نزد غیر خدا میبود، در آن ناهماهنگی و تضاد بسیاری مییافتند.)
این آیه شریفه صریحاً مطرح مینماید که تنها راه فهم اعجاز قرآن «تدبر در قرآن» است چرا که پیبردن به الهی بودنِ قرآن نیاز به تعمق و ژرف اندیشی دارد و الا در نظر سطحی، آیات، مرکب از حروف و کلماتی است که عرب با آنها تکلم مینماید و تفاوتی در نظر سطحی و ابتدایی با کلام بشر ندارد بنابراین درک معجزه بودن آن نیاز به عبور از این ظاهر را دارد.
نکته دیگر آنکه «تدبر در قرآن» به «پیگیری سیر آیات، یکی پشت سرِ دیگری و دقت در باطنِ ارتباطِ آنها» نیز نظر دارد، چرا که کشف انسجام و هماهنگی و عدم وجود اختلاف، نیازمند پیگیری و بررسی آیات در یک سوره و آیات یک سوره با کل قرآن دارد تا معلوم گردد کتابی که در طول 23 سال در فراز و نشیبهایِ زندگی پیامبر و در شرایط بسیار متفاوت از یکدیگر، مطرح گشته است نمیتواند ساخته و پرداخته ذهن بشر بلکه هر موجود مادی باشد که پیوسته محکوم به تغییر و تحول و حرکت از نقص بسری کمال نسبی خویش هستند بنابراین در امر تدبر در قرآن:
«کاوش و اندیشه در کشف مفاهیم و روابطِ ناپیدایِ موجود در هر یک از آیات و ارتباط آیات با یکدیگر و آن آیات با آیاتِ دیگر سورِ قرآن»
مدنظر میباشد.
4ـ «کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته ولیتذکَّر اولوْ الالباب.»(ص/29)
«آن کتابی بسیار با عظمت –که آنرا بسویت فروفرستادیم – و بسیار پر خیر و برکت است تا که در آیاتش تدبر نمایند.»
با دقت و تامّل در سیاق این آیه در مییابیم که بدون «تدبر در قرآن» نمیتوان از ذخائر بیکران و پرخیر و برکت کلام خدا بهرهای جست و همچنین نمیتوان از ظلمت شک و تردید و حیرت و سرگردانیِ نفاق، خود را رهانید و به ایمانی راسخ و یقینی استوار، دست یافت.
حضرت امیر در نهج البلاغه (خ106) میفرماید: تنها «شخص متدبر» میتواند مغز و حقیقت ناب و خالص اسلام را دریابد:
«فجعله (الاسلام) أمناً لِمَن عَلِقَه … و فَهْماً لِمَنْ عَقَلَ و لُبّاً لِمَن تَدَبَّرَ…»
(پس خداوند اسلام را امنیت قرارداد برای آنکه بدان متصل شود و … و فهم قرارداد برای آنکه تعقل کند و مغز قرارداد برای آنکه تدبر نماید.)
این بیانات «نقش اساسی تدبر» را در وصول به حقیقت قرآن و اسلام به ما نشان میدهد.
ج. تدبر و تلاوت راستین قرآن:
طبق آیه شریفه بقره/121 کسانی حقیقتاً به اسلام و قرآن ایمان دارند که، کتاب خدا را آنگونه که شایسته است تلاوت مینمایند:
«الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته اولئک یومنون بِِِه…»
بنابراین آنکه این تلاوت راستین و پیروی از قرآن را نداشته باشد از ایمان تهی و در زمره سرمایه باختگان است:
«... ومن یکفر به فاولئک هم الخاسرون. بقره /121
با مقایسه این آیه شریفه با آیه سوره ص که هدف از نزول و وسیله بهرهوری از قرآن را «تدبر در آیات» معرفی میکند درمییابیم که «تلاوت راستین» همان «جریان تدبر در آیات» میباشد.
در حدیث شریفی در تفسیر آیه «یتلونه حق تلاوته...» به نکته فوق صراحتاً اشاره گردیده است:
( در سخن خداوند که میفرماید «... یتلونه حق تلاوته...» که به شیوه ترتیل آیاتش را میخوانند و معانیش را فهم میکنند و به احکام آن عمل مینمایند و امید به وعده الهی دارند و از عذابش در خوف و هراس بسر میبرند و قصص را آنرا مجسم میبینند و از مثلهایش عبرت میگیرند، اوامرش را اجرا میکنند و از محرماتش دوری میگزینند؛
وآن ـ بخدا قسم ـ صرفاً با حفظ آیات و چینش منظم حروف و تلاوت سورهها و تحقیق یک دهم و یک پنجم قرآن حاصل نمیشود ـ آنان حروفش را حفظ و حدودش را تباه کردند؛
و جز این نیست که آن (حق تلاوت) همان تدبر در آیاتش میباشد چرا که خداوند میفرماید:
«کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته» (امام صادق میزان الحکمه ج 1))
این حدیث شریف مطرح میسازد که «جریان تدبر» همان «جریان تلاوت راستین قرآن» میباشد که از «قرائت» شروع و با «فهم عمیق» ادامه یافته و به «عمل» ختم میگردد.
بر اساس این حدیث پر محتوی، تدبر در آیات «ترتیل آیات، فهم معانی، عمل به احکام، امید به وعده الهی، خشیت از عذاب، تجسم نمودن قصص، عبرت از نمونه حوادث، اجرای اوامر و دوری از محرمات» را شامل میشود با آنکه نه معنای لغوی «تلاوت» و نه معنای لغوی «تدبر» چنین محتوائی را با خود دارند لذا معلوم میشود که مقصود «جریان تلاوت راستین قرآن» بوده و با «جریان تدبر در آیات» وحدت دارد.
د. فرق قرائت، تلاوت، ترتیل و تدبر:
برای انس با قرآن، پنج عنوان «قرائت» «تلاوت»، «ترتیل»، «استماع و انصات» و «تدبر» در خود قرآن مطرح گریده است:
«فاقرءوا ما تیسر من القرآن» (مزمل / 20)
«اتل ما اوحی الیک من الکتاب» (عنکبوت / 45)
«ورتّل القرآن ترتیلا» (مزمل/4)
«أفلا یتدبرون القرآن» (محمد/24)
«و إذا قری القرآن فاستمعوا له و انصتوا...» (اعراف/204)
1ـ قرائت: بمعنی «جمع کردن و بهم پیوستن» میباشد ومقصود از آن در سخن«جمع و پیوستن حروف و کلمات» میباشد که با بهم پیوستن حروف، کلماتِ با معنی و با پیوستن کلمات و حروف به هم، جملات مفید ساخته میشود.
در تعریف آن در کتب لغت ( مفردات) گفتهاند:
« قرائت، بهم پیوستن حروف و کلمات به یکدیگر در جریان ترتیل»
است. از این معنای دقیق بر میآید که «قرائت» بعنوان جزئی از جریان ترتیل مطرح است.
2ـ تلاوت: بمعنی «در پی آمدن، دنبال کردن» است به طوری که بین تابع و متبوع چیزی جز تبعیت نباشد.
تلاوت قرآن،
«متابعت از قرآن در قرائت و دنبال کردن معانی و پیروی در عمل میباشد.»
3ـ ترتیل: بمعنی «جمع شدن وهماهنگی و نظام یافتن چیزی بر طریقی مستقیم» میباشد ( معنای مجرد آن این است.) اگر این معنای باب مجرد را به باب تفعیل ببریم معنای «ترتیل» بدست میآید:
«جمع کردن و هماهنگی و نظام بخشیدن چیزی بر طریق مستقیم»
که طریق مستقیم نسبت به هر چیزی معنای متناسب با آنرا خواهد داشت.
آیات قرآن از نظم و چینش خاصی برخوردار است که با هدف درمان فکر و روح بشر و هدایت و ارشاد آنها به قلههای کمال انسانیت هماهنگ گردیده است از این رو «ترتیل قرآن»:
«نظم و چینش خاص آیات، هماهنگ با تأمین نیازهای فکری ـ روحی بشر با اهداف درمان فکر و روح و ثبات بخشی به قلب مؤمنین و هدایت و ارشاد آنها به قلههای کمال بشری»
خواهد بود.
از آنجا که قرآن با روح بشر، سروکار دارد این «چینش و انتظام» هم در بخش «الفاظ قرآن» و هم درحوزة «محتوا و معانی آیات» مطرح است که هم زیبائی ظاهر و هم عمق باطن را گویا است.
با توجه به معانی سه واژه فوق و مفهوم تدبر که قبلاً ذکر گشت معلوم میگردد:
که از پنج عنوانی که برای برخورد با قرآن مطرح میگردد اصالت با «جریان تدبر» یا «جریان تلاوت راستین» است که «قرائت» بعنوان بخشی از «ترتیل» و ترتیل به عنوان روش و شیوة «جریان تدبر» مطرح است که از این بیان اهمیت و ضرورت بحث «تدبر در قرآن» روشن میگردد.
هـ «تدبر در قرآن» در دو سطح« عمومی و تخصصی» و در سه حوزه «ترجمه, تفسیر, تأویل» مطرح میگردد.
در سطح عمومی آنچه مطرح است کار تدبر بر یکی از ترجمههای معتبر است که این سطح همة اقشار مختلف را در بر میگیرد و تنها شرط ضروری آن داشتن سواد و برخورداری از یک ترجمة معتبر است و آنچه در این جزوه در پی بیان آن هستیم همین سطح میباشد.
و. تدبر در آیات نیازمند زمینههای مناسبی میباشد که در بستر آن «تدبر» صورت بپذیرد. شناخت و اعتراف به شأن قرآن و موقعیت خود در برابر قرآن قدم اول در پیدایش زمینة مناسب میباشد. قدم بعدی در زمینهسازی. زمانها و جایگاههای مناسب تدبر خواهد بود.
پس از زمینه سازی، نوبت به تحصیل «شرایط تدبر میرسد که این شرایط همان «کلیدهای تدبر در قرآن» هستند و در سطح مورد نظر این جزوه تنها کلیدهای عام ضروری میباشد.
نکتة مهم این است که گاها در نگاه اولیه بحث زمینهها و کلیدهای تدبر بحث غیرضروری به نظر میرسد و تنها ذکر شیوههای تدبر لازم میآید ولی در عمل به تجربه ثابت گردیده است که از لحاظ روحی بدون توجه به زمینهها و کلیدها به هیچ وجه استفاده کامل از شیوهها و عمل به نتایج آن میسر نمیگردد.
(4) تدبر 4: طبابت منحصر به فرد قرآن
جمعه 2/12/87 2:28 صبح| طبیب منحصر به فرد | نظر
میدونی اگر کسی بخواد از قرآن بعنوان یک طبیب استفاده بکنه و به عبارت دیگه قرآن را وارد متن زندگیش بکنه لازمه اش چیه؟
لازمه طبابت یک طبیب?عمل به دستورات اوست و این میسر نمیشه مگر با ایمان و اعتقاد قطعی به طبیب.
من و قتی درخود بیماری و جهلی نبینم و درد و مرضی نشناسم?نیازی به قرآن نخواهم داشت و رجوعم به قران بی معنا خواهد بود.
دیدی یه موقعایی آدم از خوندن قرآن زده و خسته میشه! این بخاطر همینه که ما اولا درک نکردیم که مریضیم و احتیاج به درمان داریم و بعدش درک نکردیم که قرآن است که شفا بخش و درمانگر و طبیب قطعی ما است.
تازه اگر خیال کنیم طبیبای دیگه هم میتونن برای ما کاری کننن باز هم نمیتونیم از طبابت قرآن استفاده کنیم.
وقتی بدونی مریضی تو رو فقط یک دکتری در اصفهانه که میتونه درمان کنه نه دکترای تهران و شیراز ?اونوقته که حتما به دستورای دکتر اصفهانیه گوش میدی و عمل می کنی ولی اگر بدونی چند تا دکتر هستند که میتونن درمانت کنن اونوقته که به حرف هیچکدوم درست عمل نمیکنی.
خدا به همه ما درک قرآن و شفا بخشی و استفاده از این طبیب منحصر به فرد را عنایت بکند انشاء الله.
غیرآرشیویها
-
(13)تدبر در سوره مبارکه حمد قسمت دوم
تدبر در سوره مبارکه حمد آیه اول قسمت اول
(11) مصاحبه اختصاصی با قران قسمت اول
(10)چند اصل اساسی در حوزه متدبر در قرآن
(9)روشهای تدبر در قرآن قسمت چهارم(تذکرات مهم)
(8)روشهای تدبر در قرآن قسمت سوم
(7) شیوه های تدبر در قرآن قسمت دوم
(6)شیوه های تدبر در قرآن قسمت اول
(5) تدبر 5 - آشنایی با مفهوم تدبر در قرآن
(4) تدبر 4: طبابت منحصر به فرد قرآن
(3) تدبر 3:بیماری انسان
(2) تدبر 2:قرآن شفا بخش
(1) تدبر 1:مقام قرآن
پیوندها
-
آرشیو وبلاگ های پارسی بلاگ
امین نورا ( پسر سیستان )
سایه سار محبت
عشق امام حسین (ع) (دوستدار حاج منصور ارضی)
ماه تنهای شکسته
علوم و صنایع غذایی
یگانه زهرا
آموزش زبان انگلیسی
بچه های قائم(عج)
جواب سوالات تبیان و آفتاب
گلزار شهدا
به پایگاه المهدی خوش آمدید
سلام علی آل یاسین(عج)
راه بهشت
تلطیف سیاست در قران عزیز
وبلاگی در مورد قم
بنده عشق
مدرسه راهنمایی ام البنین
شبکه اطلاع رسانی امام جواد(ع)
مرجعیت -شیعه
مراجع تقلید
درآمد بالا و سالم در اینترنت
از یک عباس
پایگاه استخاره و پاسخگویی به مسائل شرعی